مدتهاست فرصت نکردم اینجا چیزی بنویسم سه ماهه سرکار رفتم وبرنامه
زندگی و خواب و خوراکم کاملاْ بهم ریخته.گاهی فقط فرصت می کنم جی میل را
چک کنم و بس. ذهنم برای نوشتن کار نمی کند.
از کارم خیلی راضی هستم٬ هربار که خسته و عصبی میشم یاد روزهایی می
افتم که چقدر به درگاه خدا ناله میکردم و حسرت به دل بودم و یک حس خوشحالی
و آسایش میاد سراغم.با اینکه تا حالا یک ریال حقوق و پاداش وعیدی وحتی
مساعده دریافت نکردم و حتی قرارداد هم با من هنوز نبسته اند اما من راضی
هستم .خدایا هزاران بارشکر.
امسال نفهمیدم عیدنوروز کی اومد و کی تعطیلات تموم شد؟!! همه روزهای
تعطیل وغیر تعطیل را سرکار بودم چی کار کنم؟ راستش من هم خیلی دوست داشتم
برم سفر یا عید دیدنی و مهمونی یا حتی تا لنگ ظهر توی رختخواب گرم ونرم
بخوابم اما چی کار کنم که فعلاْ حسابی جوگیر شده ام و عشق کار و اضافه
کاری و وظیفه شناسی منو کشته!!
امسال تصمیم قاطع گرفتم که ازدواج کنم. بدون بهانه تراشی و ایرادگیری.سی
سالم تموم شده و دوست ندارم پیر بشم.دوست دارم از تنهایی دربیام واون نیمه
گمشده معروف که این همه ازش تعریف می کنن را پیدا کنم.الان هم سخت
درجستجوی نیمه گمشده خودم هستم.
نیمه گمشده عزیز اگه این وبلاگ را مطالعه می کنی برای من ایمیل بفرست!
از شوخی گذشته٬ بعضی وقتها خیلی دلم میگیره و میخوام با صدای بلند گریه کنم زار زار...
باید اعتراف کنم به دوستانم که ازدواج کردن و بچه دارن حسودیم میشه و احساس می کنم یک چیز مهمی ازشون کمتر دارم.
ماشین عروس را می بینم دلم میگیره... توی تاکسی و خیابون و مغازه دستهای توی دست هم میبینم صورتمو برمیگردونم که غصه نخورم!
اینها را جدی میگم..از این وضعیت خسته شدم.از یک سری کارهای روتین
همیشگی از تنهایی از آزادی از بی قیدی و بی مسئولیت بودن.از تنهایی
سفررفتن...من یار وشریک و همراه میخوام.
من عشق و دوست داشتن میخوام. من میخوام امسال ازدواج کنم.من عاشق عشق و زندگی و خونه و بچه هستم.
راستی نیمه اردیبهشت میخوام برم سفر کسی پایه هست؟؟(سفر کوتاه ۳ یا ۴ روزه) بیشتر طبیعت گردی را دوست دارم.
از پیشنهادات شما استقبال میشود.
در ضمن به انرژی های مثبت شماخیلی نیازمندم..