یادداشتهای پراکنده نازنین

 
 

 
 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

رکن پنجم دموکراسی

سیاورشن

روان نویس

یاد داشت های بهروز

غربتستان

باغ بی برگی

فتوبلاگ مهدیسما

دیوونه خونه من

دختر خلیج

زهرا

آونگ خاطره های ما

فال حافظ

زن روز

قالب وبلاگ

 

مطالب اخیر

کمی امید

[ بدون عنوان ]

صبوری

روزانه های من(قسمت دوازدهم)

یا رب

دلخوری بسه آی آدما بهار می رسه آی آدما...

نیایش

امروز و فردا

[ بدون عنوان ]

به دنیا آمدم در چنین روزی....

 

آرشیو مطالب

دی 1383

بهمن 1383

اسفند 1383

فروردین 1384

اردیبهشت 1384

خرداد 1384

تیر 1384

مرداد 1384

شهریور 1384

مهر 1384

آبان 1384

آذر 1384

دی 1384

بهمن 1384

اسفند 1384

فروردین 1385

اردیبهشت 1385

خرداد 1385

تیر 1385

مرداد 1385

شهریور 1385

مهر 1385

آبان 1385

آذر 1385

دی 1385

بهمن 1385

اسفند 1385

فروردین 1386

اردیبهشت 1386

خرداد 1386

تیر 1386

مرداد 1386

مهر 1386

آبان 1386

آذر 1386

دی 1386

بهمن 1386

اسفند 1386

فروردین 1387

اردیبهشت 1387

خرداد 1387

تیر 1387

مرداد 1387

شهریور 1387

آبان 1387

آذر 1387

دی 1387

بهمن 1387

اسفند 1387

فروردین 1388

اردیبهشت 1388

خرداد 1388

 

پیوند های روزانه

تماس با نازنین

آب و هوای بندرعباس

 

امکانات جانبی

RSS 2.0
تعداد بازدیدکنندگان : 112398

 
 

مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹
مراسم کامل اسکار ۲۰۰۹ به همراه فیلم زاغه نشین با زیر‌نویس فارسی
سریال گمشدگان
معروف‌ترین سریال جهان
پرفروش‌ترین سریال جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

کمی امید

ما همونیم که می تونیم پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم ما همونیم که می تونیم کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم........



پ.ن:  این نوشته رو جایی خوندم یادم نمیاد. ولی خیلی خیلی بهم امید داد و دلمو گرم کرد در این روزهایی که قلبم منجمد شده کمی کارساز شد!

جمعه 15 خرداد 1388 | 3 نظر

 

 

به کدامین دعا تو را خواهم یافت 

تا آن دعا را بیاموزم

پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388 | 3 نظر

 

صبوری

یک روزی ....

یک جایی ....

یک جوری .....

یک کسی .....

یک چیزی .....

صبرداشته باش ....

صبر داشته باش نازنین 

 

 پ.ن : کاسه صبرم لبریز شده

پنجشنبه 27 فروردین 1388 | 6 نظر

 

روزانه های من(قسمت دوازدهم)

مدتهاست فرصت نکردم اینجا چیزی بنویسم سه ماهه سرکار رفتم وبرنامه زندگی و خواب و خوراکم کاملاْ بهم ریخته.گاهی فقط فرصت می کنم جی میل را چک کنم و بس. ذهنم برای نوشتن کار نمی کند.

از کارم خیلی راضی هستم٬ هربار که خسته و عصبی میشم یاد روزهایی می افتم که چقدر به درگاه خدا ناله میکردم و حسرت به دل بودم و یک حس خوشحالی و آسایش میاد سراغم.با اینکه تا حالا یک ریال حقوق و پاداش وعیدی وحتی مساعده دریافت نکردم و حتی قرارداد هم با من هنوز نبسته اند اما من راضی هستم .خدایا هزاران بارشکر.


امسال نفهمیدم عیدنوروز کی اومد و کی تعطیلات تموم شد؟!! همه روزهای تعطیل وغیر تعطیل را سرکار بودم چی کار کنم؟ راستش من هم خیلی دوست داشتم برم سفر یا عید دیدنی و مهمونی یا حتی تا لنگ ظهر توی رختخواب گرم ونرم بخوابم اما چی کار کنم که فعلاْ حسابی جوگیر شده ام و عشق کار و اضافه کاری و وظیفه شناسی منو کشته!!


امسال تصمیم قاطع گرفتم که ازدواج کنم. بدون بهانه تراشی و ایرادگیری.سی سالم تموم شده و دوست ندارم پیر بشم.دوست دارم از تنهایی دربیام واون نیمه گمشده معروف که این همه ازش تعریف می کنن را پیدا کنم.الان هم سخت درجستجوی نیمه گمشده خودم هستم.

نیمه گمشده عزیز اگه این وبلاگ را مطالعه می کنی برای من ایمیل بفرست!


از شوخی گذشته٬ بعضی وقتها خیلی دلم میگیره و میخوام با صدای بلند گریه کنم زار زار...

باید اعتراف کنم به دوستانم که ازدواج کردن و بچه دارن حسودیم میشه و احساس می کنم یک چیز مهمی ازشون کمتر دارم.

ماشین عروس را می بینم دلم میگیره... توی تاکسی و خیابون و مغازه دستهای توی دست هم  میبینم صورتمو برمیگردونم که غصه نخورم!

اینها را جدی میگم..از این وضعیت خسته شدم.از یک سری کارهای روتین همیشگی از تنهایی از آزادی از بی قیدی و بی مسئولیت بودن.از تنهایی سفررفتن...من یار وشریک و همراه میخوام.

من عشق و دوست داشتن میخوام. من میخوام امسال ازدواج کنم.من عاشق عشق و زندگی و خونه و بچه هستم.


 راستی نیمه اردیبهشت میخوام برم سفر کسی پایه هست؟؟(سفر کوتاه ۳ یا ۴ روزه) بیشتر طبیعت گردی  را دوست دارم.

از پیشنهادات شما استقبال میشود.


 در ضمن به انرژی های مثبت شماخیلی نیازمندم..


یکشنبه 23 فروردین 1388 | 7 نظر

 

یا رب

 بگو یارب چه بد گفتم
چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هست و
اگر نفرین به این دنیای بد کردم



به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب

بگو یارب چه بد گفتم چه بد کردم
که نزدت خویشتن را دیو و دد کردم
به جز عشقی که دردش را
به من دادی به من یا رب
چه بخشیدی که رد کردم
فقط در عاشقی یارب
مدد گفتم شدم عاشق
تمنای مدد کردم
به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب

شب مستی اگر یک توبه بشکستم
سحر تکرار توبه صد به صد کردم
به سیلابم کشاندی زیر و بم دیدم
تحمل در عذاب جزر و مد کردم
برایم آتش دوزخ فرستادی
برایت لاله ها را در سبد کردم

به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب

گرفتی جامه فضل مرا از من
صبورانه کله را از نمد کردم
نشانم ده اگر یک مور آزردم
اگر یکدانه گندم را لگد کردم
مرا یارب نمیخواهی گناه هست و
اگر نفرین به این دنیای بد کردم


به حرفم گوش کن یارب
به دردم گوش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
اگر بیهوده میگویم مرا
خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب
مرا خاموش کن یارب

شنبه 15 فروردین 1388 | 3 نظر

 

دلخوری بسه آی آدما بهار می رسه آی آدما...

اخماتو وا کن پسرو سرتو بالا کن دخترو
همگی بریم قاشق زنی حالا دیگه بسه دشمنی
مردم دیگه فال گوش نمیرن 
چی شده که دارن می میرن
پسره خروس جنگی شده دختره دلش سنگی شده


شب عید و چهار شنبه سوری

اون سالا نبودش این جوری
قاشق می زدیم که یار بیاد
هفت سین می چیدیم بهار بیاد


بیا ای عمو نوروز برو ای غم امروز
الهی که برامون مبارک باشه هر روز


سال نو مبارک

جمعه 30 اسفند 1387 | 4 نظر

 

نیایش

خدای مهربان

بهار میخواهم ٬ من برای استقبال از هرجوانه ای آماده ام٬ برای سیر وسلوک با هر پرنده ای٬ به گنجشک ها بگو بیایند.من تازه ام و می توانم پر از آواز شوم.

پنجشنبه 15 اسفند 1387 | 1 نظر

 

امروز و فردا

امروز با هم بودن را تجربه کنیم  

شاید فردا به یاد هم بودن را... 

پس امروزمان را زیبا کنیم  

به حرمت خاطرات فردا

دوشنبه 5 اسفند 1387 | 1 نظر

 

صدای پای بهار می آید 

سی روز دیگر 

شروعی تازه 

روزهای بهتر 

 

 

بهار نزدیک است

چهارشنبه 30 بهمن 1387 | 2 نظر

 

به دنیا آمدم در چنین روزی....

فاتح شدم

خود را به ثبت رساندم

خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم

وهستی ام به یک شماره مشخص شد!



پس زنده باد ۹۰۲۴ صادره از بندرعباس 


متولد ۵۷/۱۱/۲۵


آغاز دهه سی زندگی مبارکم باد...

جمعه 25 بهمن 1387 | 4 نظر

 

Weblog Themes By Pars Theme